افلاکیان
دیده فرو بسته ام از خاکیان... تانگرم جلوه افلاکیان...


عـکـس هـا یی کـه مـشـاهـده مـی کـنـیـد تـصـاو یـر شـهـیــد مـحـمـد مــهــدی کـازرو نـی قـبــل و بـعـد از شــهــاد ت

ایـشـا ن د ر کـنــا ر د وقـلـو هـا یـش ( بــشــیــر و نــذ یــــر) مـی بــاشــــد .










به نقل از افسران




گفتــ:اسکلهـ چــه خـبـر ؟؟؟

گفتمـ:مـنـتـظـر شماستـــ بریــ شـهـیـد شیــ !!!

خـنـدید و رفـت ، وقتیــ جــنازشـو آوردنــ گـریـه امــ گـرفـت.

گـفـتـم:مـنـ شـوخـیــ کـردم ، تـو چـرا شـهـیـد شـدیــ ...



برچسب ها : من شوخی کردم تو چرا ... ,  شهید ,  شهادت ,  اسکله , 

دسته بندی : خواندنی ها , 

مقام معظم رهبری : " امروز زنده نگه داشتن یاد و نام شهداء کمتر از شهادت نیست"
اَلسَّلامُ عَلَى الشُّهَدَاءِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَینِ عَلَیه السَّلام

پگاه هفتم مرداد سال 1349 شمسی شهر سلماس شاهد تولد چهارمین فرزند خانواده حاج جعفر كاوه ئی بود. نامش را وحید نهادند.
زمانی كه جهان در فرقت احكام دین مبین اسلام پر از سیاهی شده بود ، وحید در دامان مادری قرآنی و عاشق اهل بیت علیهم السلام پرورش می یافت و از همان دوران طفولیت در جلسات قرآنی همراه مادر بود.
سال 1356 كه كم كم نسیم انقلاب بادبان اسلام را بر می فراشت وحید وارد كلاس اول دبستان شد و دوران شیرین پیروزی انقلاب اسلامی را همزمان با دوران شیرین ابتدایی سپری می نمود.
هنگامی كه شیپور جنگ تحمیلی استكبار علیه كشورمان نواخته شد ، وحید در پشت نیمكت كلاس چهارم ابتدایی دبستان فرهنگیان اولین روزهای سال تحصیلی را می گذراند. تقریبا از همان سالها بود كه پای وحید به نمازهای جماعت مسجد حاج امین الاسلام باز شد و دوستانش را نیز به روش های مختلف تشویق كرده و به مسجد می برد.
شروع دوران راهنمایی در مدرسه آیت الله طالقانی با عملیاتهای بزرگ و پیروزمندانه ای در جبهه ها مصادف بود و فضای حماسی عجیبی در شهر و بین خانواده حاكم نموده بود ؛ چرا كه سه برادر بزرگ تر از وی در جبهه ها بودند و او نیز در تشییع پیكر شهداء و مراسم های مختلف شركت می كرد.
سرانجام وحید یا ثبت نام در پایگاه مقاومت بسیج شهید بهشتی ، فریاد هل من ناصر ینصرنی حسین زمانش یعنی امام روح الله (ره) را در مورد تشكیل ارتش بیست میلیونی لبیك گفته و علیرغم سن و سال كم در نگهبانی و گشت زنی در محله و سركشی به خانواده معظم شهداء و عیادت مجروحین شركت می جست.

ادامه زندگی نامه شهید
+
متن وصیت نامه با دست خط شهید
در
ادامه مطلب





از قوانین بی نظیر شهر عشق :

دل اگر لایق شد ...

سر را می ستانند ...

آنان که در راه او کشته می شوند

به کوی او می رسند ...

آنان که به خیال خود زنده می مانند

در راه می مانند ...

در فرهنگ عشق

"سر دادن" ترجمان "دل دادن" است ...

در واژه عقل ...

"سر دادن" ...؟

بالت اگر شکسته است غمت مباد !

شهادت که بال نمیخواهد ...

بال را پس از شهادت میدهند.نه پیش از آن...





دلنوشته نیست

دست نوشته نیست

گفته ها و نا گفته هایم نیست

خط خطی های دلم است

عجب هنریست ...

شهادت را می گویم ...





در این عکس شصت و چهار نفر دیده می شوند. جنگ که به پایان رسید،
 فقط سی و دو نفر از این بچه ها، در این دنیا ماندگار شده بودند...


عکسی یادگاری چند روز قبل از عملیات کربلای چهار...




برچسب ها : که نصفش ,  است ,  تصویر شهدا ,  در آسمان ,  شهید ,  شهدا ,  عکسی ,  عکسی پر از شهید , 

دسته بندی : نگارخانه , 


تعداد صفحات : 5

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 | 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات