حال که تبسم مان هم فاطمی شد، بگذارید کامل ترش کنم. از جمله سرداران شهید جنگ که حالا نام شان بماند، وصیت کرده بود؛ «اگر شهید شدم مرا در زادگاهم شهر دماوند، کنار فلان امام زاده خاک کنید». قصه برمی گردد به اوایل جنگ و ایشان به خیل شهدا می پیوندد. با این همه، چون خانواده شهید چندی بود که در تهران سکونت داشتند، عزم شان بر این شد که شهید را در همین بهشت زهرای خودمان دفن کنند. دوستان شهید اما مخالفت کردند؛

«پس وصیت اش چه می شود؟!» خلاصه، بگو مگو بالا می گیرد. یکی پدر شهید می گوید و یکی دوستان شهید! «اگه من باباشم حتما توی تهران خاک می شه!» «اما طبق وصیت شهید، باید دماوند دفن بشه… ایناهاش! نوشته؛ مرا دماوند دفن کنین…». «اصلا حالا که همچین شد، شهید غلط کرده با شما!!!… من باباشم توی همین تهرانم خاکش می کنم».